پایان نامه تعیین تأثیر روش تدریس حل مسئله بر خلاقیت دانش آموزان۸۱ص

مقدمه :

خلاقیت به عنوان توانایی تجسم و پیش بینی  ایجاد اندیشه های نو، ویژگی انسان تلقی می گردد و نقش بنیادی آن درجامعه و رشد اقتصادی تکامل فرهنگ محسوس است (دارستانی،۱۳۷۶) .

در اغلب موارد حتی در کشورهای پیشرفته و قتی سخن از تدوین و پیاده کردن برنامه های آموزشی در جهت یادگیری خلاق به میان می آید مشکلی جدی در عملی بودن و مفید بودن آن مطرح می شود. به وضوح روشن است که در این دوران فراصنعتی، خلاقیت نه یک ضرورت بلکه شرط بقاست(دارستانی، ۱۳۷۶؛ قاسم زاده، ۱۳۷۳).

با توجه به آموزش پذیر بودن خلاقیت در اکثر افراد باید بتوان از این نعمت الهی که یکی از وجوه متمایز و بارز انسان است به نحو احسن استفاده کرد ( دارستانی ،۱۳۷۶) .

روش   تدریس   معلمان  در   ایجاد   خلاقیت   بسیار   مهم   است   در  روشهای  سنتی  و  غیرفعا ل     (معلم محور) که در حال  و گذشته روی آن تکیه می شود، معلم متکلم وحده می گردد، خود مسائل را مطرح کرده و آنها را سازمان دهی می کند و به حل آن ها می پردازد. در این میان دانش آموزان نقش یک تماشاچی را دارند. پیداست که در این گونه روشها دانش آموزان مطالب را مشکل یاد می گیرند ولی در روشهای فعال (دانش آموز محور) متعلم نقشی را در کلاس ایفا می کند و معلم تنها به عنوان یک راهنما و تسهیل گر  می باشد. به نظر روسو[۱]( ۱۹۰۰ )اگر دانش آموزی در حل مسئله ای اشتباه کرد صبر کنید تا خودش به اشتباهش پی ببرد و آنرا اصلاح نماید. پیاژه نیز روشهای فعال را توصیه کرده نامبرده استقلال فکری، تربیت  عقلانی و پرورش خلاقیت را با این روشها ممکن می داند   (دارستانی، ۱۳۷۶).

برونر[۲] در کتاب « به سوی نطریه آموزشی» آورده است که : دانش را نباید به طور مستقیم در اختیار دانش آموزان قرار داد بلکه باید آنها را بامسأله روبرو کرد تا خودشان به کشف روابط میان امور و راه حل آن اقدام کنند. با این اوصاف می توان گفت که ایجاد و پرورش خلاقیت، آفرینندگی ابتکار و توانایی حل مسئله تنها با روشهای فعال و پویا مؤثر است (بیلر، ترجمه کدیور،۱۳۷۲).

 این برنامه دانش آموزان را تشویق می کند که از فرایند فکری خود شان آگاهی پیدا کرده و از مهارتهای فکری بطور آگاهانه استفاده برند. بنابراین آموزش و پرورش از جمله مدارس و روش تدریس معلمان برای پرورش و شکوفایی خلاقیت بسیار مؤثر می باشد. در این پژوهش سعی بر این است که به دو روش فعال تدریس اکتشافی وحل مسئله پرداخته شود. در روش اکتشافی, دانش آموزبه طور مستقل ویا با راهنمایی معلم، قانونی را کشف نموده و مسئله ای را حل می کند. در یادگیری اکتشافی       دانش آموز باید مسئله مورد نظر را مشخص کند،  را ه حل های ممکنی را برای آن در نظر گیرد، را ه حل ها را با توجه به شواهد  آزمایش کند، نتیجه گیریهای مناسبی را با توجه به این آزمایش        بدست آورد و این نتیجه گیری ها را درایده های جدید به کار گیرد و سرانجام به قوانین کلی و        قابل تعمیم  برسد (صفوی،۱۳۷۷ ) .

در روش حل مسئله، مسا ئل کلی و ابهام آمیز به اجزاء کوچکتر تقسیم شده و هر جزء بطور جداگا نه مورد بررسی قرار می گیرد. بنا بر این در روش حل مسئله باید ا بتدا صورتی از خصوصیات مختلف شی یا ایده مورد نظر را تهیه کرد سپس توجه خود را به هر یک از خصوصیات معطوف کرد. این روش خلاقانه حل مسئله صورت خصوصیات رابرت کرافورد[۳]  می باشد. مهارت های تفکر خلاق باید به عنوان مهمترین مهارتهای سازگاری و قابلیت انطباق شناخته شود و چنین مهارتهایی باید برای مواد درسی مدارس و مؤسسات اساسی و ضروری تلقی گردد. آموزش مهارت های فکری و پرورش خلاقیت جزء اولین موارد مهم در مدرسه می باشد (حسینی ،الف۱۳۸۱) .



[۱] Russo

[۲] Bruner

[۳] Robert Crawford