نقش فرهنگ سازماني در افزايش كارآئي كاركنان بانك كشاورزي

مقدمه
پيچيدگي سازمان هاي امروزي، تشريح آنان را تا حدودي دشوارنموده است. تكنولوژي و پيشرفت هاي بشري به گونه اي سرعت گرفته است كه انسان كمترشباهتي با گذشته مي تواند پيداكند. افزايش تلاطم هاي محيطي، فضاي تغييرو تحول، دگرگوني و عدم اطمينان رافراهم آورده است و ما را به توانايي هاي جديد و طرحي نو درافكندن، مي خواند.

معيارهاي پيشرفت و توسعه يافتگي به شدت دگرگون شده وهم اكنون درصحنه هاي جهاني، ‌جنگ برسربرتري هاي اقتصادي درقرن 21 آغاز شده است. ابزارهاي نظامي و قهر آميز جاي خويش را به موجي ازلشگرهاي اغواگر سپرده كه هرلحظه ازطريق روان كردن سيل تصاوير، گفتارها و واژه ها برپيكره فرهنگ ها، ‌ارزش ها و سنت هاي ديرپاي جوامع تاخته و بشر امروز را درمقابله با بحران هويت و ناهنجاريهاي قرن خود، درمانده و نا اميد ساخته است. مديريت با تمام قدرت پابه عرصه حيات گذارده و براي پاسخ به چالش هاي محيطي و غيرمحيطي به جستجوي شيوه هاي نو و جديد پرداخته است.
يكي از تحولات عمده و اساسي‌كه درمديريت شكل گرفته است، “تحول درنگرش به سازمان است ”. بدين گونه كه به سازمان ها به عنوان “ فرهنگ ها ” نگريسته مي شود. پديده جديدي كه يكي از مهارتهاي اصلي مديريت و رفتارسازماني را شكل داده است. باورها براين است كه انسانهايي كه دريك چارچوب نظام اجتماعي بزرگ و يا كوچك زندگي مي كنند، داراي مجموعه اي از باورها، اعتقادات، ارزش ها و سنت ها هستند كه درمجموع، فرهنگ آن نظام را شكل مي دهد. ضعف يا قوت فرهنگ هرنظام اجتماعي بستگي به ميزان ژرفا و همبستگي با پديده هاي مزبور دارد. بي شك و ترديد مي توان اظهارداشت كه هرقدرفرهنگ سازماني داراي نيرومندي بيشتري باشد،‌ آن سازمان از ثبات اقتصادي و اجتماعي آن سازمان و نيز از ژرفاي بيشتري برخوردار خواهد بود.
سمت دادن سازمان ها درجهت اهداف اساسي و استراتژيك، چنانچه با باورها و فرهنگ سازماني كاركنان همسو نباشد، كاري بس دشوار است و درنهايت روند اجرائي با موانع عمده مواجه خواهد شد.