مقایسه سلامت روان شاعران با سایر افراد غیر شاعر 75 ص

چکیده
با توجه به عقیده ی فروید که می گوید:«ویژگی افراد دارای سلامت روانشناختی خودآگاه کردن وبه خودآگاه آوردن آنچه ناخودآگاه است.» و استفاده از مکانیسم هایی مثل والایش در مورد قشر هنرمند ودر این پژوهش شاعران، از آنجایی که توان بیان سمبولیک هیجانات خود به شکل والایش یافته را دارند، فرض اصلی پژوهش حاضر در«داشتن سلامت روان متفاوت شاعران نسبت به سایر افراد جامعه» ، گذاشته شد.

برای بررسی این فرضیه، پژوهش پس رویدادی دنبال شد. برای جمع آورری اطلاعات نیز استفاده شد. با روش نمونه گیری اتفاقی نمونه ها انتخاب شدند.نمونه ی گروه شاعرSCL-25از پرسشنامه از شاعران مراجعه کننده به کانون ادبیات ایران واقع در تهران و شاعران مراجعه کننده به مرکز اصلی حوزه ی هنری تهران و نمونه ی افراد غیر شاعر از میان سایر اقشار غیر شاعر جامعه بودند. وابسته(فرضیه ی 1-6) وتحلیل واریانس دوطرفه(فرضیه ی 7)مورد استفاده قرارگرفت.t روش آماری تحت ویندوز(نسخه 16)استفاده شد.spssو از نرم افزار
نتایج حاکی از آن بودند که سلامت روان شاعران با افراد غیر شاعر تفاوت معنی داری با هم ندارند واگر تفاوتی در نمرات سلامت روان شاعران و افراد غیر شاعر دیده می شود ناشی از خطای تصادفی و نمونه گیری است. در نهایت فرضیه های مبتنی بر متفاوت بودن وضعیت سلامت روان و سایر افراد جامعه رد شدند.
بیان مسئله
با توجه به اینکه«سلامت روانی فرد هیچگاه با فهرست خصوصیات ثابت یا ویژگی های معین تعریف نشده است. به نظر می آید تعریف رضایت بخش از سلامت روانی برای فرد، مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاری مؤفقیت آمیز و رفتارشایسته و مطلوب است.»(احدی وبنی جمالی،1369) مهم بودن بحث سلامت روان در تمام اقشار جامعه امری انکار نشدنی است. در میان گروه های مختلفی که در جامعه زندگی می کنند افراد اهل قلم و به خصوص شاعران که با توجه به مکتب انسانگرایی افراد خودشکوفا هستند و دست در خلاقیت دارند مورد توجه این پژوهش بوده است. از آنجا که افراد خلاق انعطاف پذیرند و پشتکاردارند، پس با وجود مشکل نسبت به افرادی که خلاق نیستند متعاقباً بهتر عمل می کنند .بنابراین سازگاری بیشتری خواهند داشت. و این پژوهش در پی آن است که بداند آیا شاعران به عنوان عضوی از گروه خلاق، سلامت روان مطلوبتری نسبت به افراد غیر شاعر دارند یا نه؟ «یاکوبسن مجاز را با تراکم وجابه جایی تعابیر در رؤیا و استعاره را با یکی دانی و نمادسازی رؤیا قابل مقایسه دانسته است. بسیاری از پیروان فروید، تراکم را با استعاره و جابه جایی را با مجازمرسل یکی گرفته اند. ـاستعاره؛تشبیهی است که ادات تشبیه ندارد.مجاز؛به استعمال لفظ یا جمله درغیرموضوعش اطلاغ می شود.ـ» (مقدادی،1378) جابه جایی یکی از مکانیسم های دفاعی در برابر اظطراب است. اگرقرار باشد این آرایه ادبی مجاز به عنوان یک مکانیسم دفاعی کمک کند، پس آیا افرادی که توان استفاده از این آرایه را دارند یعنی شاعران سلامت روان بیشتری نسبت به افراد غیر شاعر دارند؟ در صورتی که انسان بتواند غالب وسوار بر احساساتش باشد، شعر می تواند به عنوان وسیله ای برای تخلیه ی هیجانات، کسب آرامش و حفظ سلامت روان باشد. فروید پدر روانکاوی معتقد است که شباهت های رویا و شعر به خاطر ارتباطشان با نا خودآگاه است و توصیه به استفاده از شعر به عنوان مکانیزم دفاعی(والایش) دارد، زیرا هنگامی که یک شخص بر شناخت درد یا لذت از یک شعر نائل می شود هیجاناتش که که قبلا آنها را سرکوب کرده رها شده و شخص تهی از بار سنگین احساس نابهنجار می شود.(بیدگلی مشهدی و پدرام،1382)