بررسی میزان تاٌثیردوره های آموزشی ضمن خدمت در تحقق اهداف

چکیده
دوره های آموزش صمن خدمت مجموعه ای ازکنش های هدفمند و ازپیش طراحی شده ای هستند که روابط عقلائی و منطقی در جهت بهبود و بهسازی نیروی انسانی برقرار می کنند ودر نهایت موجب اثربخشی برای فرد و سازمان خواهد شد. دراین تحقیق برای بررسی موفقیت دوره های آموزش ضمن خدمت در سازمان تعاونی روستائی استان خوزستان که بعنوان متغیر وابسته مد نظر بوده است دو گروه از کارکنان شامل : کارکنان آموزش دیده و کارکنان آموزش ندیده ازطریق متغیرهای مهارت ، روحیه کار گروهی و دسته جمعی ، رضایت شغلی وفشار روانی که نقش متغیر های مستقل را بعهده داشته اند،مورد تطبیق و مقایسه واقع گردیدند.

از جامعه مورد مطالعه که تعداد اعضای آن 50نفر بود ،45نفرازطریق نمونه گیری بروش احتمال وند سیستماتیک که از جدول کرجسای استفاده شده است انتخاب گردیدند. آزمودنیها ازطریق پرسشنامه که شامل 20 سوٌال 5گزینه ای که با استفاده از طیف لیکرت طراحی شده بود ، مورد آزمون قرار گرفتند.
پس از جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آنها از طریق فرمول آماری uمن-ویتنی مشخص گردید که کارکنان آموزش دیده از رضایت شغلی بیشتری برخوردارند ولی از نظر فشار روانی در وضعیت بهتری بسر نمی برند واز نظر متغیرهای مهارت ، مهارتهای ارتباطی و روحیه کارگروهی هیچ تفاوتی بین آنها یافت نشد.
دریک مقایسه کلی بین این دو گروه کارکنان مشاهده گردید که کارکنان آموزش دیده ازحیث حصول تحقق هدفهای فردی که شامل متغیرهای مهارتهای ارتباطی ، رضایت شغلی وفشار روانی از شرایط مناسبتری بهره مند بوده اند، اما ازنظر تحقق اهداف سازمان بین دوگروه مزبورهیچگونه تفاوتی مشاهده نگردید.
با توجه به مراتب بالا نتیجه گیری می گردد، چون دورهای آموزش دریک فرایند برنامه ریزی شده و از پیش طراحی شده ای بر گزار نمی گردند لذا از اثر بخشی لازم برخودار نمی باشد، بمنظور رسیدن به اهداف آموزشی که همانا تحقق اهداف فردی وسازمانی است ، نا گزیریم که دور های آموزشی را در یک چارچوب سیستمی که اجزاء آن روابطی منطقی و هماهنگ داشته باشند، برگزار نمائیم.
نتیجه گیری :
نتایج بدست آمده درفصل چهارم ادعای مطرح شد ه در فصل اول را که اذعان داشته است، چون دوره های آموزشی ضمن خدمت بدون در نظر داشتن یک چارچوب سیستمی وفرایندی همبسته برگزار می گردند لذا از اثر بخشی کافی برخودار نمی باشد بنا بر این استنتاج می گرددکه برنامه های آ موزشی کارکنان فرایندی است نظام گرا وسیستمی که اجزاء آن ضمن داشتن روابط عقلایی ومنطقی باهم یک کل واحد را تشکیل می دهند که سازمان را در رسیدن به اهداف غایی خود که به آموزش مربوط می شود یاری می دهند . به همین لحاظ بایستی در امور آموزشی سعی کنیم فعالینهای خود را به طور نظام یافته وسیستماتیک انجام دهیم ، یعنی عناصر نظام یک آموزشی مانند: تعیین نیازهای آموزشی کارکنان ، روش ونوع آموزش ، اجرای برنامه های آموزشی وارزشیابی را به صورت یک کل واحد در نظر بگیریم که در عین حال با زیر نظام های مدیریت منابع انسانی تعامل مثبت وسازنده دارد ، با نطام های فراتر خود همانند فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی را نیز مورد توجه قرار دهد تا بتواند با توجه به محیط نا پایدار، امکان یاد گیری وتجربه اندوزی را برای کارکنان فراهم نماید ، به عبارت دیگر سنگ بنای سازمان یادگیرنده را پایه گذاری نماید . سازمانی که بر اساس قاعده جمعی و آرمان مشترک اعضا استوار است که یکی از انگیزه های مهم یادگیری در محیط ناپایدار می باشد و نکته اساسی دیگر این است که سازمانها در عصر حاضر از مرحله یادگیرندگی گذشته و برای موفقیت و حصول اهداف و چشم اندازهای خود به سوی یاددهندگی حرکت می کنند در جایی که کارکنان ومدیران درصدد این هستند که دانش و تجربیات خود را به دیگران منتقل کنند و از این طریق اندیشه های خود را تکثیر نمایند و توانمندی فردی را به توانمندی جمعی تبدیل نمایند.
پیشنهادات :
1-در برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت کارکنان اهداف و چشم اندازهای سازمان مورد توجه قرار گیرد.
2-برآورد نیازهای آموزشی از طریق کارشناسان مجرب ، سر پرستان و اخذ نظرات کارکنان انجام شود.
3-در برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت ، تحصیلات ، تجربه، محدودهً سنی و پست سازمانی مد نظر قرار گیرد.
4-به کیفیت دورهای آموزشی ، محتوای مطالب واستفاده از اساتید مجرب و مطلع توجه جدی معمول گردد.
5-استفاده از کادر متخصص در امر آموزش کارکنان
6-تشکیل هیاٌت علمی جهت ادارهٌ آموزش
7-با ایجاد نظام تشویق زمینه ای فراهم شود که سازمان یاد دهنده ایجاد شود به طوری که کارکنان ،مدیران تجربیات مفید وکارساز خود را به یکدیگر منتقل نمایند.
8-ایجاد واحد تحقیق وپژوهش در سازمان
9-ایجاد نشریه ماهنامه در خصوص تقویت رفتارهای شغلی و اخلاقی
10-موضوعات ومحتوای مطالب ارائه شده در قالب لوح فشرده دراختیار فرا گیران قرار گیرد.
11-ارزشیابی کارکنان پس از اتمام دوره های آموزشی درحین کاروارائه باخورمناسب ومثبت در قالب پاداش ،ترفیع وارتقاء
12- به روز کردن مستمردانش کاری کارکنان
13-در برگزاری دوره های آموزشی رویکرد سیستمی مورد توجه جدی قرار گیرد.
14-تقویت بودجه آموزشی ازطریق افزایش درصد آموزش تعاون درتشکلهای تعاونی روستائی
15-آموزشها بیشترحالت عملی داشته باشند تا براحتی قابل انتقال به محیط کارباشند.
16-بخاطر بهره گیری بیشترشرکت کنندگان از دوره های آموزشی وایجاد انگیزه درآنها برای مطالعات مستمر و به روزسازی دانش کاری و عمومی خود نمرهٌ آزمون دورهٌ آموزشی بعنوان نوعی امتیاز در گاهش زمان ترفیعات وانتصابات لحاظ گردد.
17- دوره های آموزشی باید دارای مدت زمان کافی و مناسب برای ایجاد تغییر معنی داردرشرکت کنندگان باشد.
18- برای هر فردشرکت کننده در دوره های آموزشی ضمن خدمت شناسنامه آموزشی تشکیل شود .
19-درجایی که متخصصان خارجی ( خارج از سازمان) مورد استفاده قرار می گیرند بایداین افراد در مرحله برنامه ریزی دوره مشارکت داشته باشند ، در غیراینصورت ممکن است هدفها و محتوای برنامه آموزشی و روش آموزشی مورد نظر را جدی نگیرند.