بررسي محتواي قضيه زمان از دست رفته ا ز كتاب مديريت استرس 93 ص

مقدمه
براي مديريت موثر و مفيد، كيفيت كار مدير، بسيار مهمتر از كميت آن مي باشد. جزييات امور يك سازمان نبايد مشي كلي مديريت را منحرف كند و عليرغم اينكه مدير بايد به كليه شئونات سازمان اشراف داشته باشد و توانايي مديريت اتفاقات غير مترقبه و بحران را داشته باشد، ليكن شالوده كلي مديريت نبايد به گونه اي باشد كه كار و امور سازمان، مدير را به دنبال خود بكشاند، بلكه مدير بايد با انتخاب چارت مناسب و تفويض اختيار، مسير از پيش تعيين شده اي براي امور جاري سازمان تهيه كند و زمان و انرژي خود را به صورت بهينه براي مواردي كه دخالت وي، لازم مي باشد صرف نمايد. آنچنان كه علاوه بر گردش صحيح كار، توان شخصي مديريت كه وابسته به چگونگي تلاش او در محيط كار و سلامت زندگي شخصي اش مي باشد حفظ شود.
قضيه:
داستان مربوط به مديري است كه عليرغم داشتن خصوصيات فردي و اخلاقي ممتاز و همت بالا و مصمم براي نائل شدن به اهداف بزرگ، در راستاي موفقيت بيشتر سازمان تحت مديريتش، مديريت خلاق، موثر و با كيفيتي ندارد و هر روز پس از ساعتها تلاش بي وقفه، براي پرداختن به جزييات پراكنده و غير پيش بيني شده روزمره، با فكري خسته و ناراضي از نائل نشدن به خلاقيتهاي مديريتي و نپرداختن به اهداف و مسائل كلان سازمان، به نزد خانواده‌اي مي رود كه خود را در قبال آنها، مديون مي داند و احساس مي كند فرصت رسيدگي و توجه لازم به خانواده و خودش و مسائل روحي و معنوي‌اش را نيز نداشته است. طي داستان به نكته ظريف ديگري نيز بر مي خوريم و آن گوياي اينست كه او حتي از محيط و مسير زيباي زندگي اش نيز لذت نمي برد، بلكه در حين رانندگي، احتمال پيشامد حادثه نيز مي رود. از خصوصيات قابل توجه در اين داستان ظرفيت بالاي اين مدير در مواجه با انبوه كارها و مشكلات پراكنده و غيرمترقبه مي باشد كه نه تنها او را مشوش نمي كند، بلكه امور را با آرامش، يكي پس از ديگري هدايت مي كند و توانايي بالايي در مديريت بحران و باز كردن گره‌هاي روزمره را دارد. منتها، اعتماد به نفس بيش از حد او و در همين راستا، عدم تفويض اختيار، باعث درگير شدن بيش از اندازه او در امور جزيي و كم اهميت مي شود و به نوعي، بيانگر عدم تشريك مساعي و همچنين وجود نوعي خود محوري مي باشد. در عين حال، مراحل ترقي شخصي را از يك expediter ، به مدير كارخانه اي بزرگ، به سرعت طي كرده است، اما عملاً در پست مديريتي نيز همان رفتار تسريع بخشي امور را دارد و به اموري كه اغلب در حد يك كارمند تسريع بخش است يعني كارهاي غير مهم و ضروري و فوري مي پردازد. پس به اين موضوع اشاره دارد كه اگر يك كارمند به دليل لياقت، امانتداري، همت عالي و دلسوزي، سزاوار رشد و ارتقاء به پست هاي بالاتر مديريتي باشد، اين ارتقاء، بدون آموزش مديريت، مخصوصاً آموزش مهارتهاي عمومي مديريت، منجر به عدم موفقيت وي و سازمان خواهد شد. لذا در داستان مشاهده مي كنيم كه چارت سازماني اين مدير به نوعي است كه شاخه هاي در ارتباط با وي بسيار متعدد و زياد، ولي از لحاظ كيفيت در حد ارتباط مستقيم با مدير كارخانه نيستند.
پاسخ به سئوالات بحث
1- كدام يك از ويژگيهاي شخصي چت از مديريت موثر او بر زمان جلوگيري مي كند؟
1) عدم تفويض اختيار 2) عدم مديريت كارا و مؤثر زمان
این پاین نامه با 50 % تخفیف ارائه شده است .