دروغ و مـشکلات آن برای جـامعـه

دروغ و مـشکلات آن برای جـامعـه

دروغ و مـشکلات آن برای جـامعـه

اگر به افرادی که در اطرافتان هستند خوب توجه کنید، درخواهید یافت که بسیاری از آنها در طول روز دروغهای فراوانی می گویند.در واقع این مسئله گویای این است که تقریبا همه افراد به شیوه های متفاوتی در زندگیدروغ می گویند. پرواضح است که دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاریاز مفاسد است و مهمترین علت اصلی دروغ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگوست.

سرچشمه دروغ گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکندهشدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید بهمال و جاه و مقام و … است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمکمی گیرد. در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادیهم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگوییمعتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرارگرفتن در اجتماع دور باشند …

برای سفر به اصفهان رفته بودم. کنار سیو سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرشاندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد. بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بیاختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد.دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد.

به عادت همیشگی، دستم را که خالی بود مشتکردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. درهمین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانهدر مشتم قرار داد. بچه آمد و شکلات را گرفت.

به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیتاو را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را بازمیکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث میگردید که بچه،دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم. بابامیشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مامانه به بچهمیگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار. بابا به بچه اش میگهمامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم.

بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه…

معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغمیگه که خاله ام مرده بود نبودیم.

فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل رابه دروغ جای اصلی میفروشه.

مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیونمیریزه.

دکتر میشه، سهل انگاری در عمل جراحی راایست قلبی گزارش میکنه.

تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشتاسب و الاغ رو توی فرآورده های تولیدیش مصرف میکنه.

رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پایخلبان مرده میذاره.

وارد سیاست میشه سر ملت رو شیره میماله…

و دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دستیافتن به هدف تبدیل میشود.

دروغ انسان را در دنیا و آخرت از رحمت الهیمحروم می کند.

دروغ، فساد و تباهی را در جامعه ببار میاورد.

اعتمادها را زایل میکند.

لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد.

اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیمارینفاق دچار می سازد.

رفته رفته ظلم و بی عدالتی را گسترش میدهد.

منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است.

و دروغ ریشه جامعه را خشک میکند.

نمی دانیم چرا ولی دروغ در تمامی اجزایزندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی سهمگین که هر لحظه بزرگتر میشود در حالنابودی ماست !

شاید باورکردنی نباشد که حتی از آن لحظهکه مــادر بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزادش قرار میدهد تا او را ساکتکند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است …

ای کاش بتوانیم راستی، درستی و صداقت رادر هر زمان ارج بنهیم. چراکه صداقت، ارزشی بی اندازه دارد.

خدا کند که بخواهیم و این اراده را در خود بارور کنیم و تا هر اندازه کهدر توان داریم برای پایدار نگاه داشتن گوهر صداقت تلاش کنیم.

پاسخ دهید